پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

دلم در قید آن زنجیر گیسو

توگویی صید شاهین گشته تیهو

نه از سودای او خالی شوم من

نه از افکار من بیرون رود او

رسید اندر غمش آهم به هرجا

دوید اندر رهش اشکم بهرجو

رود آهنگ افغانم به افلاک

رسد سیلاب مژگانم به زانو

ز زلفین زره ساز گره گیر

که داری حلقه ها بر صفحه ی رو

در آتش نعل ها افکنده گویی

به احضار دلم آن چشم جادو

منت گر حور خوانم یا فرشته

بدین اوصاف خوش و اخلاق نیکو

عدیلت نیست در گلزار مینا

نظیرت نیست در جنات مینو

مرا وصل تو کی گردد میسر

به زور پنجه و نیروی بازو

که مقدار بهای خاک پایت

زر و سیمم نباشد در ترازو

صفایی پا منه در وادی عشق

که آنجا شیر گردد صید آهو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸در تب و تیمار هجر همچو پر کاه
  2. شمارهٔ ۳۳۹به طور عم خون بریزی یا به اکراه
  3. شمارهٔ ۳۴۰بیاکه این شب هجران ز بس دراز و سیاه
  4. شمارهٔ ۳۴۱دیگر شدم اسیر نگاری به یک نگاه
  5. شمارهٔ ۳۴۲چو اختیار به دست من و تو داد اله
  6. شمارهٔ ۳۴۳پس از این سنگ به ساغر زنم ان شاء الله
  7. شمارهٔ ۳۴۴عقلم از آن چه برد بو قصه ی عشق یار به
  8. شمارهٔ ۳۴۵از توچون نام برم کز دهن آلوده
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.