پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من

درد تو پس چراست نکوتر دوای من

آنجا که ما به رد و قبول آزمون شدیم

بالای دل فریب تو آمد بلای من

خونم ترا بحل که همان دست رنج تو

افزون بود هزار ره از خون بهای من

شادیم با غم تو ولی ترسم آسمان

نگذارد از حسد که شود آشنای من

از دیگران برید و به ما برد روزگار

عشقت نکو شناخت مرا از وفای من

ننمودم از فراق تو کس راه چاره ای

جز غم که شد به جان سپری رهنمای من

بگداختی در آتش هجران دلت چو موم

بودی اگر تو با همه سختی به جای من

جز ناامیدی من و امید مدعی

حاصل ترا چه بود ز چندین جفای من

مرگ خود از خدای بخواهیم یا رقیب

تا زین دو خود چه خواسته باشد خدای من

از حسن و عشق این دو صفایی به ما رسید

ناز از برای یار و نیاز از برای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸تعالی الله چه سیمین غبغب است این
  2. شمارهٔ ۳۲۹خسرو پرویز گو در آتش ما بین
  3. شمارهٔ ۳۳۰برد عیبم به دشمن یاریش بین
  4. شمارهٔ ۳۳۱جائی که دل مریض و تو گردی طبیب او
  5. شمارهٔ ۳۳۲مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو
  6. شمارهٔ ۳۳۳سر را نه دولتی که سپارم به پای تو
  7. شمارهٔ ۳۳۴تا جان و سر فدا نکنم در وفای تو
  8. شمارهٔ ۳۳۵بود فروغ چشم و دل صحبت جان فزای تو
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.