پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من

شد به خاک از برج عقرب کوکب وارون من

تیغ برمن راند و زخم کاریش برغیر خورد

تازه دیگر بر دمید این اختر از گردون من

زد به ما پیکان و خون مدعی بر خاک ریخت

وین لعب نبود عجب از بخت نامیمون من

داشت بدنامی که قتلم را به هجران واگذاشت

ورنه دلبر دامن آلودی خود اندر خون من

خود کنم تسلیم جانان تا ز هجران وارهیم

جای دارد گر بود جان جاودان ممنون من

گر بداند بی وفایی های این گلزار را

بلبل آموزد نوا از ناله ی محزون من

آب ها جوشد ز گل چشم مرا سرچشمه ی دل

چشم بگشا فرق بین از دجله تا جیحون من

زلف لیلی عقل را دیوانه سازد کیست دل

کی زید فرزانه از زنجیر او مجنون من

از کمال حسن در وصف همان بالای وی

برنیامد نکته ای از طبع ناموزون من

باد اگر جویم صفایی بزم می بی لعل دوست

نغمهٔ افغان و اشک لعلی بادهٔ گلگون من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن
  2. شمارهٔ ۳۲۸تعالی الله چه سیمین غبغب است این
  3. شمارهٔ ۳۲۹خسرو پرویز گو در آتش ما بین
  4. شمارهٔ ۳۳۰برد عیبم به دشمن یاریش بین
  5. شمارهٔ ۳۳۱جائی که دل مریض و تو گردی طبیب او
  6. شمارهٔ ۳۳۲مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو
  7. شمارهٔ ۳۳۳سر را نه دولتی که سپارم به پای تو
  8. شمارهٔ ۳۳۴تا جان و سر فدا نکنم در وفای تو
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.