پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

یک رشحه از تراوش لعلت به کام من

خوشتر که ریزد آب خضر جم به جام من

شیر و شراب و شکر و شهدم به کار نیست

تا کوثر دهان تو باشد به کام من

رسواییم ز عشق تو افزود و ننگ نیست

این قرعه از الست برآمد به نام من

پیداست انقلاب من از اضطراب وی

پیک صبا چو پیش تو آرد پیام من

ویران ترم نسازد ازین باش گو سپهر

تا روز حشر در صدد انهدام من

سعی من از تو بیش بود در هلاک خویش

دیگر تو بگذر ای فلک از انتقام من

ادبار بین که مهر من افزود کین او

اقبال بین که دانه ی او گشت دام من

فرقم برآستان تو پامال غیر شد

تاب لگد ندارد ازین بیش بام من

گر مشتری به مهر من آن ماه خرگهی است

گردد هزار توسن بهرام رام من

تا خاک فقر را چو صفایی شدم مقیم

بس رشک برده شاه و گدا برمقام من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
  2. شمارهٔ ۳۲۶در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من
  3. شمارهٔ ۳۲۷آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن
  4. شمارهٔ ۳۲۸تعالی الله چه سیمین غبغب است این
  5. شمارهٔ ۳۲۹خسرو پرویز گو در آتش ما بین
  6. شمارهٔ ۳۳۰برد عیبم به دشمن یاریش بین
  7. شمارهٔ ۳۳۱جائی که دل مریض و تو گردی طبیب او
  8. شمارهٔ ۳۳۲مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.