پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

اگر چه دور به فرسنگ هایی از برمن

ولیک می نروی یکدم از برابر من

هوای آب وصال تو زنده داشت مرا

اگر نه ز آتش هجران گداخت پیکر من

به داغ لعل تو یک چشمزد نشد که نریخت

به طرف دامن رخ دیده عقد گوهر من

دمی نرفت که دور از دهان نوش لبت

نریخت ساقی غم خون دل به ساغر من

ثواب طاعت خود خواهم هم از خدای که ترا

که چهر و لعل تو زیبد بهشت و کوثر من

مرا از آن لب و دندان به نقل و باده چکار

که زین دو باد مهیا شراب و شکر من

مران ز خاک درم تا مگر شبی روزی

سگان کوی تو پایی نهند برسر من

بر آستان تو سرها به عجز خواهم سود

که خاکپای تو گردد طراز افسر من

مرا امید رهایی ز قید زلف تو نیست

اسیر چنگل شهباز شد کبوتر من

دوباره بال گشایم به سیر گلشن انس

قضا اگر از قفس هجر واکند پر من

صفایی از تف دل تا رقم زدم نه شگفت

که بوی حسرت وطنم بشنوی ز دفتر من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴از دست برد دین و دل ار دلستان من
  2. شمارهٔ ۳۲۵رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
  3. شمارهٔ ۳۲۶در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من
  4. شمارهٔ ۳۲۷آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن
  5. شمارهٔ ۳۲۸تعالی الله چه سیمین غبغب است این
  6. شمارهٔ ۳۲۹خسرو پرویز گو در آتش ما بین
  7. شمارهٔ ۳۳۰برد عیبم به دشمن یاریش بین
  8. شمارهٔ ۳۳۱جائی که دل مریض و تو گردی طبیب او
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.