پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

هر شبم چون شمع در بزمت به زاری سر بریدن

به که ناکام از سر کویت به خواری پا کشیدن

زندگی چبود به هجران پیش رویت، هست ما را

لذتی بر خاک خفتن دولتی در خون تپیدن

سرخوشم برخون خویش اما امان از زخم کاری

کز قفای قاتلم گامی دو نگذارد دویدن

سر به زیر بال در کنج قفس یا قید دامی

به که بهر آشیان در طرف گلزارم پریدن

زخم تیغ آشنا از مرهم بیگانه اولی

از دعای غیر به دشنامم از دلبر شنیدن

لوحش الله چون تو نقشی کی تواندکلک مانی

معنی چندین ملک در ضمن یک صورت کشیدن

ریخت دوارن زهر هجرانت به جام شوربختان

تا به کام دشمن آید لعل شیرینت مکیدن

چشم بگشایم اگر بر لاله بی گلبرگ آن رخ

گل نماید جای خارم در نظر خنجر خلیدن

ز اتفاق باغبانانم صفایی دسترس کو

نوبری ز آن باغ خوردن یا گلی ز آن شاخ چیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کن
  2. شمارهٔ ۳۲۱یک ره ای صبا سوی یار من، بگذر و بگو کای نگار من
  3. شمارهٔ ۳۲۲اگر چه دور به فرسنگ هایی از برمن
  4. شمارهٔ ۳۲۳یک رشحه از تراوش لعلت به کام من
  5. شمارهٔ ۳۲۴از دست برد دین و دل ار دلستان من
  6. شمارهٔ ۳۲۵رفت در پا از سر زلفش دل مفتون من
  7. شمارهٔ ۳۲۶در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من
  8. شمارهٔ ۳۲۷آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.