پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

الا ماهم الا یارم الا جان

گلستانم گلستانم گلستان

جدایی تا گزیدم زان سر کوی

پشیمانم پشیمانم پشیمان

ز سودای سر آن زلف سرکش

پریشانم پریشانم پریشان

من و صبر از فراقت حاش لله

هراسانم هراسانم هراسان

ز محنت های هجران در وصالت

گریزانم گریزانم گریزان

چنان آسان چرا از دست دادی

گریبانم گریبانم گریبان

زکف مگذار اگر بازت رسد دست

به دامانم به دامانم به دامان

بیا زنهار از آن سان تندخویی

مرنجانم مرنجانم مرنجان

چه بردریا جدا زانرو چه در دشت

به زندانم به زندانم به زندان

چو نی هردم پریشان در جدایی

خروشانم خروشانم خروشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵شب و روز از غمت در باغ و زندان
  2. شمارهٔ ۳۰۶به زندان بلا آونگ هجران
  3. شمارهٔ ۳۰۷از آن طره ی مشکفام جانان
  4. شمارهٔ ۳۰۸دردمندیم و دوای خویشتن
  5. شمارهٔ ۳۰۹بست زاهد از ردای خویشتن
  6. شمارهٔ ۳۱۰وه که نگذاری به جای خویشتن
  7. شمارهٔ ۳۱۱نه از دلبر توان دل برگرفتن
  8. شمارهٔ ۳۱۲مرا خوشتر ز جام عشق خوناب جگر خوردن
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.