پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

از آن طره ی مشکفام جانان

افتاد دلم به دام جانان

از ناوک غمزه ترک او ریخت

خون دل ما به جام جانان

جان می دهمش به مژدگانی

آرد کس اگر پیام جانان

یک روز وصال و سال ها هجر

فریاد ز انتقام جانان

برخیز و بریز خون که شادم

گر قتل من است کام جانان

قطع از خود و ماسوا علی الفرض

شرطی است از التزام جانان

ترکش به جنود غمزه دل برد

نالیم ز خاص و عام جانان

بهتر ز حلال هردو گیتی است

این یک تکه حرام جانان

صدکوه ز زر پخته اولی است

یک صفحه سیم خام جانان

با رسوایی خوشم صفایی

چون ننگ من است نام جانان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹بست زاهد از ردای خویشتن
  2. شمارهٔ ۳۱۰وه که نگذاری به جای خویشتن
  3. شمارهٔ ۳۱۱نه از دلبر توان دل برگرفتن
  4. شمارهٔ ۳۱۲مرا خوشتر ز جام عشق خوناب جگر خوردن
  5. شمارهٔ ۳۱۳مرا چون شمع هرشب سوختن و آنگه سحر مردن
  6. شمارهٔ ۳۱۴لبی زان لعل جان پرور کشیدن
  7. شمارهٔ ۳۱۵مرا یک دم ز لعلت در کشیدن
  8. شمارهٔ ۳۱۶نه از حکمت توانم سر کشیدن
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.