پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

مرا خوشتر ز جام عشق خوناب جگر خوردن

که چون شیر از لب شیرین به شیرینی شکر خوردن

چنان بر من گوارا نیست حلوای ترش رویان

که زهر قاتل از دست ای شیرین پسر خوردن

مرا زد بر دل از تیر نظر زخمی که بس کاری

ندارد مرهم الا زآن کمان تیر دگر خوردن

دریغا چشم گل چیدن مرا بود از گلستانی

که بارش نیست الا خار حصرت بر جگر خوردن

به تیر ناگهان ز اندیشه ی مرهم شدم فارغ

نصیب کس مباد اینسان خدنگی بی خبر خوردن

بساز از بار این باغ اول ای دل برگ آزادی

اگر داری از آن سرو روان امید برخوردن

ره او رو به ناچاری رهی می باید ار رفتن

غم او خور به ناکامی غمی می باید ار خوردن

به خون خود چنان گرمم که از خاک سرکویش

نه برگردم به نومیدی نه سرخارم ز سر خوردن

صفایی از رقیب کینه پرور مهر می جویی

ز نخل خشک می‌داری طمع، خرمای تر خوردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴لبی زان لعل جان پرور کشیدن
  2. شمارهٔ ۳۱۵مرا یک دم ز لعلت در کشیدن
  3. شمارهٔ ۳۱۶نه از حکمت توانم سر کشیدن
  4. شمارهٔ ۳۱۷دست را تا دارم امیدی به دامانت رسیدن
  5. شمارهٔ ۳۱۸هر شبم چون شمع در بزمت به زاری سر بریدن
  6. شمارهٔ ۳۱۹نگویم با من از روی حقیقت دوست داری کن
  7. شمارهٔ ۳۲۰الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کن
  8. شمارهٔ ۳۲۱یک ره ای صبا سوی یار من، بگذر و بگو کای نگار من
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.