پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

ستاده بر سر راه تو دادخواهی چند

هزار ناله به لب هرکرا ز راهی چند

گناه نقض وفا را به کشتگان چه نهی

کنون که رنجه ی خون بی گناهی چند

چرا به یک نگهم نیم بسمل افکندی

تمام کن عمل ناقص از نگاهی چند

به موج اشک زنم دست و پا و فایده نیست

غریق بحر بلا را خود از شناهی چند

قد خمیده رخ زرد چشم تر لب خشک

به صدق عشق خود آورده ام گواهی چند

به ملک دل غم ترکان جدا جدا همه زیست

نساخت چون به یک اقلیم پادشاهی چند

برون که برد به خبر ترک سر که زین میدان

تهی فتاده ز سر افسر وکلاهی چند

از این خرابه به آن خانه نیست جز قدمی

توقف ار نکنی در حسابگاهی چند

صفایی از کس و ناکس به دوست گردان روی

خلاف عهد مبر سجده بر الهی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲باید دلی که درک معانی کند ز پند
  2. شمارهٔ ۱۸۳چون بگسلم نه زلف تو کز هر شکنج و بند
  3. شمارهٔ ۱۸۴عقل را گیسوی لیلی طلعتان مجنون کند
  4. شمارهٔ ۱۸۵اگر سرشک منت خاک راه تر نکند
  5. شمارهٔ ۱۸۶گر مهم چو مهر ز آن جمال و چهر با شروط مهر دلبری کند
  6. شمارهٔ ۱۸۷گل رخان کز خار مژگان دم به دم خنجر زنند
  7. شمارهٔ ۱۸۸اگر یک چندم از دل برگشایند
  8. شمارهٔ ۱۸۹عقل اگر حلقه ی زلف زره آسای تو بیند
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.