پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

به زلف جستم از آن دو خط گریز گاهی چند

ز کید دور قمر یافتم پناهی چند

به خط و طلعت او بین که باغبان بهشت

دو دسته ی گل تر بسته بر گیاهی چند

بیاض جبهه و زخ با سواد زلف تو چیست

دمیده در شب تاریک مهر و ماهی چند

به قد و چهر تو تشبیه سرو و ماه خطاست

مرنج اگر به غلط کردم اشتباهی چند

نداده جان به وفایت ز بخت بد مائیم

به جرم هستی خویش از تو عذر خواهی چند

به بندگی نپذیرد چو من گدایی را

بتی که بنده ی فرمان اوست شاهی چند

بر آنچه که غمت با وجود ما کم و بیش

نکرد آتش سوزان به پر کاهی چند

دل از تطاول عشقم فتاده از تعمیر

گذشت بر ده ویران ما سپاهی چند

کمان چو ساخت صفایی قدت ستیز رقیب

تو نیز بفکنش از پی خدنگ آهی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰ستاده بر سر راه تو دادخواهی چند
  2. شمارهٔ ۱۸۱بتان شهر ز ما هر زمان که یاد آرند
  3. شمارهٔ ۱۸۲باید دلی که درک معانی کند ز پند
  4. شمارهٔ ۱۸۳چون بگسلم نه زلف تو کز هر شکنج و بند
  5. شمارهٔ ۱۸۴عقل را گیسوی لیلی طلعتان مجنون کند
  6. شمارهٔ ۱۸۵اگر سرشک منت خاک راه تر نکند
  7. شمارهٔ ۱۸۶گر مهم چو مهر ز آن جمال و چهر با شروط مهر دلبری کند
  8. شمارهٔ ۱۸۷گل رخان کز خار مژگان دم به دم خنجر زنند
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.