پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

بحمدالله که کوکب یاوری کرد

مهم زین صید غم یادآوری کرد

پس از دوری که در حرمان به سر شد

به سر وقت منش دل رهبری کرد

مهی کز وی تطاول رفت و تقصیر

رضا جویی ارادت گستری کرد

بتی کو را تغافل بود و تردید

وفا داری محبت پروری کرد

شرابی خوردم از لعلش که یک جام

مرا از جامه ی تقوی عری کرد

به عارض هرکه دیدش افعی زلف

یقین بر صدق سحر سامری کرد

به بالا سرو وگل را سرنگون ساخت

به سیما مهر و مه را مشتری کرد

نه از قد این قیامت ها ملک داشت

نه از رخ این کرامت ها پری کرد

بهشتی در نظر کردم هم آنجا

کم از دیدار حور العین بری کرد

دلیلی بر بلندی های او بود

صنوبر گر به سروت همسری کرد

تو با این وصف و اخلاق خدایی

توانی دعوی پیغمبری کرد

صفایی را دهی فرمان به هجران

به هجران کی توان فرمانبری کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳خلاف عادت اگر چرخ یاوری می کرد
  2. شمارهٔ ۱۵۴سحرگهان که صبا نافه گستری می کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۵کس ار به دیده ی دل در نگار ما نگرد
  4. شمارهٔ ۱۵۶چو ترک چشم تو ز ابروی خود کمان گیرد
  5. شمارهٔ ۱۵۷بخت بد کآخر دمم شمشیر زد
  6. شمارهٔ ۱۵۸دل ازجراحت تیغم نه آن قدر سوزد
  7. شمارهٔ ۱۵۹تیر عشق تو بهر دل نرسد
  8. شمارهٔ ۱۶۰بی تکلف دل ندارد هر که دلدارش نباشد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.