پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

که جز من کاشکم اینسان دربدر کرد

انیس خویش اشک پرده تر کرد

بنازم غمزه ات کز یک کرشمه

بنای تقویم زیر و زبر کرد

جزاک الله کنی منعم ز فریاد

کجا فریاد از این بهتر اثر کرد

مبارک اختری فرخنده بختی

که روزی با تو شب شامی سحر کرد

ز تاب لعلت آن کس کام دل یافت

که پی گیریش پیکانت سپر کرد

قلم غماز رازم شد ندانم

که از اسرار ما او را خبر کرد

به دل کشتم درختی کش ز هر شاخ

به جای هر گلم خاری به در کرد

نهال عشق زاد این میوه ما را

که سر تا پا ملامت برگ برکرد

نه جز فرقت به فرقم سایه انداخت

نه جز حسرت بر احوالم ثمر کرد

رقیب از بس گمان های غلط برد

صفایی از سر کویت سفر کرد

مرا ازدست او کوپای تمکین

که با دشمن تواند چون تو سر کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۹صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۰نه او روزی دو، ترک بد سری کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۱بحمدالله که کوکب یاوری کرد
  5. شمارهٔ ۱۵۲صفایی از سر کوی تو کی سفر می‌کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۳خلاف عادت اگر چرخ یاوری می کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۴سحرگهان که صبا نافه گستری می کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۵کس ار به دیده ی دل در نگار ما نگرد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.