پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

عشقم از اشک و رخ توانگر کرد

از یکی سیمم از یکی زر کرد

سیم تر از دلم به دامان ریخت

زر خشک از رخم مقرر کرد

ژاله ام از سمک فروتر بود

ناله ام از سماک برتر کرد

چون سمندر گهم درآتش سوخت

گه درآبم چو بط شناور کرد

پی فتح قلاع ملک ولا

زین دو ام ساز گنج و لشکر کرد

به دو گیتی فرو نیارد سر

هر که افسر ز خاک این در کرد

خطت از دیده خون گشود زیرا

خار این باغ کار خنجر کرد

فتنه ی قامت تو مردم را

فارغ از ماجرای محشر کرد

ترک مست ترا مگر ساقی

عوض باده خون به ساغر کرد

دیدگان از سرشک خشک ندید

هر که لب با شراب او تر کرد

نشد از دشمنان به ما ستمی

کان نکو نام نیک محضر کرد

خشم وکینی که کس به خصم نخواست

می به نتوان ز دوست باور کرد

چون صفایی نیافت محرم راز

شرح احوال دل به دفتر کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۸کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد
  3. شمارهٔ ۱۴۹صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۰نه او روزی دو، ترک بد سری کرد
  5. شمارهٔ ۱۵۱بحمدالله که کوکب یاوری کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۲صفایی از سر کوی تو کی سفر می‌کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۳خلاف عادت اگر چرخ یاوری می کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۴سحرگهان که صبا نافه گستری می کرد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.