پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

سروقامت قیام دیگر کرد

دو قیامت به ساعتی برکرد

هم قیامت ز قد دلکش ساخت

هم کرامت ز چهر انور کرد

خاک در چشم ماه نخشب ریخت

بند بر پای سرو کشمر کرد

آنچه با عقل کرد سطوت عشق

کافرم مسلم ار به کافر کرد

شرم بادش ز نوش خنده ی تو

هرکه یاد از نبات و شکر کرد

نکند صد قرابه می با ما

آنچه آن چشم سحر پرور کرد

لعل سیراب و چهر سمائیت

قانعم از بهشت وکوثر کرد

لب و دندان شهد پرور تو

حلقه در گوش لعل و گوهر کرد

گر نی خامه ام به ذکر لبت

هر دم از نو بیان دیگر کرد

نه عجب هرکه قند ریزد باز

خوب تر هر چه را مکرر کرد

کلک نامحرم صفایی باز

داستان ها ز خون دل سر کرد

می ندانم که این بریده زبان

چون سر از سر سینه ام در کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶که جز من کاشکم اینسان دربدر کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۷دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد
  3. شمارهٔ ۱۴۸کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۹صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد
  5. شمارهٔ ۱۵۰نه او روزی دو، ترک بد سری کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۱بحمدالله که کوکب یاوری کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۲صفایی از سر کوی تو کی سفر می‌کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۳خلاف عادت اگر چرخ یاوری می کرد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.