پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

ندانم خویش کردم یا قضا کرد

مرا از دل ترا از من جدا کرد

درستی در شکست است این کمان را

که هر تیری رها کردم خطا کرد

وفا کردیم و جانان در مکافات

تلافی را تدارک از جفا کرد

خدا را با که گویم کآن جفا کار

به بی رحمی چها گفت و چها کرد

عجب کو با کمال مهربانی

به آزار من اظهار رضا کرد

از این درگو مران نومید و ناکام

کسی کو تکیه بر فضل شما کرد

به خونم داد مفتی حکم و بنیاد

جزای خیر اگر بهر خدا کرد

من استحقاق دارم زین بتر نیز

ولی او این عمل محض ریا کرد

خود از غیبت زبان در کام نکشید

مرا تهدید ز اصغای غنا کرد

بخوان آن کش خورش از نان اوقاف

چرا در شرب آبی منع ما کرد

حریفان نیست زاهد ز اهل اسرار

که در کار خدا چون و چرا کرد

مخوان گولم که با اوضاع این عصر

صفایی بایدم عمدا خطا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳قلم تا سر ز سودای تو درکرد
  2. شمارهٔ ۱۴۴سروقامت قیام دیگر کرد
  3. شمارهٔ ۱۴۵عشقم از اشک و رخ توانگر کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۶که جز من کاشکم اینسان دربدر کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۷دردا که اشک خون به رخم کشف راز کرد
  6. شمارهٔ ۱۴۸کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد
  7. شمارهٔ ۱۴۹صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد
  8. شمارهٔ ۱۵۰نه او روزی دو، ترک بد سری کرد
همه‌ی غزلیات ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.