پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۰

خطت که رفت در بغل هاله ماه ازو

پوشیده است کعبه پلاس سیاه ازو

من بسته ام لب طمع، اما نگار من

دارد دهان بوسه فریبی که آه ازو!

عشق کریم سایه فکنده است بر سرت

هر آرزو که می کشدت دل، بخواه ازو

باغ و بهار چشم و دل قانع من است

صحرای ساده ای که نروید گیاه ازو

زلفت به مشک اگر رقم بندگی کشد

آن خون گرفته کیست که خواهد گواه ازو؟

تا جلوه داد قد قیامت خرام را

آمد هزار منکر محشر به راه ازو

در دودمان خامه صائب نهفته است

برقی که روی صفحه شود همچو ماه ازو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳۲از گِرد خط گرفته، مباد آفتاب تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳۳چون سر زند ز مشرق زین آفتاب تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳۴از بس ز خون ما شده گلگون عقیق تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳۵خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۳۶نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۳۷از بس که سرکش است قد چون نهال تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۳۸ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۳۹تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.