پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۳

چون سر زند ز مشرق زین آفتاب تو

صد شاخ گل پیاده رود در رکاب تو

در پرده حرف گوی که تبخال بی ادب

دندان نگیرد از لب حاضرجواب تو

فردا که صبح حشر زند چاک پیرهن

دست من است و دامن بند نقاب تو

بر وعده های پوچ تو ما بسته ایم دل

خوشتر بود ز چشمه کوثر حباب تو

امروز باز خون که پامال کرده ای؟

خون می چکد ز حلقه چشم رکاب تو

تعویذ چین حمایل ابرو چه می کنی؟

حسن ترا بس است نگهبان حجاب تو

صائب هنوز اول جوش طبیعت است

افسرده تر ز شیب چرا شد شباب تو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳۵خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳۶نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳۷از بس که سرکش است قد چون نهال تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳۸ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۳۹تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۴۰ای شاخ گل شکسته طرف کلاه تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۴۱در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴۲مپسند پر ز داغ کنم از جفای تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.