پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۲

از گِرد خط گرفته، مباد آفتاب تو

چندان که خاک اوست روان باد آب تو

خوش‌تر بود ز باده‌ی سرجوش دیگران

در انتهای خط می پا در رکاب تو

وقت زوال، سایه خورشید کم شود

چون سایه‌دار گشت ز خط آفتاب تو

خط گرچه پرده‌سوز حجاب است حسن را

از خط فزود پرده شرم و حجاب تو

زان لعل آبدار خوشم با جواب خشک

چون آب زندگی است گوارا سراب تو

از ما مپوش صحبت شب را که می‌زند

خمیازه موج از لب همچون شراب تو

هرگز نبود رسم تو را خواب صبحگاه

ما را به صد خیال فکنده است خواب تو

کوتاهتر بود ز شب وصل عاشقان

روز حساب بر ستم بی حساب تو

من نیستم حریف زبانت، مگر زنم

از بوسه مُهر بر لب حاضر جواب تو

در پرده سوخت روی تو هر جا دلی که بود

ای وای اگر به یک طرف افتد نقاب تو

صائب ز کیمیای سعادت غنی شود

هر کس رسیده است به فکر صواب تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳۴از بس ز خون ما شده گلگون عقیق تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳۵خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳۶نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳۷از بس که سرکش است قد چون نهال تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۳۸ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۳۹تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۴۰ای شاخ گل شکسته طرف کلاه تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴۱در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.