پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۹

تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو

شد سرمه گوشه گیر ز چشم سیاه تو

ما امتحان دشنه الماس کرده ایم

از یک سرست با مژه کینه خواه تو

یادم ز جلوه های قد یار داده ای

ای کبک خوش خرام سر ما و راه تو

در چشم شور حشر نمک کرد انتظار

در پرده تا به چند نشیند نگاه تو؟

ای شاخ گل ببال که با این غرور حسن

گل کج ندیده است به طرف کلاه تو

صائب به هوش باش مبادا دل شبی

آتش به خرمنی بزند برق آه تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۴۱در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۴۲مپسند پر ز داغ کنم از جفای تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۴۳کردم اگر چه هر دو جهان رونمای تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۴۴در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴۵ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۴۶دام و کمند گردن دلهاست آرزو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۴۷یک صافدل در انجمن روزگار کو؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴۸خط بر عذار ساده نباشد مباش گو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.