پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۵

خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو

گلگونه همند جلال و جمال تو

افتاده است خال تو از چشم شوختر

این نافه پیش پیش دود از غزال تو

عریان ز آفتاب قیامت نمی کشد

خورشید آنچه می کشد از انفعال تو

عالم ز نقش پای تو گردید لاله زار

شد بس که خون بیگنهان پایمال تو

ذوق وصال می گزد از دور پشت دست

گرم است بس که صحبت من با خیال تو

هر چند عارض تو بهشتی است دلگشا

صد پرده خوشترست ز عارض خصال تو

نقاش بر ورق نتواند کشیدنش

از بس که سرکش است قد چون نهال تو

خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست

من مشت خون خویش نمودم حلال تو

صائب چنین که طبع تو شد بر سخن سوار

خواهد گرفت روی زمین را خیال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳۷از بس که سرکش است قد چون نهال تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳۸ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳۹تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۴۰ای شاخ گل شکسته طرف کلاه تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴۱در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۴۲مپسند پر ز داغ کنم از جفای تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۴۳کردم اگر چه هر دو جهان رونمای تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴۴در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.