پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۳۶

نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو

چون مد آه سایه ندارد نهال تو

صید حرم نداشت ز تیغ تو جان دریغ

من خون خویش را نکنم چون حلال تو

از من نمانده عشق به‌جا غیر درد و داغ

آن به که نگذرم به دل بی‌ملال تو

مور حریص دانه به منزل نمی‌برد

زینسان که می‌برد دل عشاق خال تو

چون بوی گل که می‌شود از برگ بیشتر

در پرده بیش فیض رساند جمال تو

وصل مدام به بُوَد از وصل گاه‌گاه

مستغنی از وصال توام با خیال تو

شد قامتت نهال ز آب دو چشم من

انصاف نیست برنخورم از نهال تو

گلگونه عذار شود آفتاب را

شد خون هر که همچو شفق پایمال تو

عاشق تو را به گریه چه‌سان رام خود کند

کز بوی خون خویش کند رم غزال تو

چون با رخ تو ماه برآید که آفتاب

خون از شفق عرق کند از انفعال تو

صائب شده است تنگ شکرگوش عالمی

از گفتگوی طوطی شیرین مقال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳۸ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳۹تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۴۰ای شاخ گل شکسته طرف کلاه تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۴۱در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴۲مپسند پر ز داغ کنم از جفای تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۴۳کردم اگر چه هر دو جهان رونمای تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۴۴در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴۵ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.