پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۲۹

شد خط مشکبار عیان از عذار او

جوهرنما شد آینه بی غبار او

فرصت کم است دولت پا در رکاب را

غافل مشو ز دور خط مشکبار او

از پیچ و تاب حلقه کند نام آفتاب

خطی که گشته است به گرد عذار او

در چارفصل سبزه خط تو تازه است

موقوف وقت نیست چو عنبر بهار او

آه از غرور حسن که در روزگار خط

در خواب ناز می گذرد روزگار او

برگ خزان رسیده شمارد سهیل را

حیرانی عقیق لب آبدار او

دامن ز صحبت گل بی خار می کشد

در هر دلی که ریشه کند خارخار او

چون زلف دست در کمر عیش حلقه کرد

هر کس که روز کرد شبی در کنار او

خالی نمی شود ز می لعلی ساغرش

چون لاله هر دلی که بود داغدار او

آن سوخته است عشق که سازد یکی هزار

هر خرده شرر که کند جان نثار او

صائب همین نه داغ رخ لاله رنگ اوست

بی داغ نگذرد کسی از لاله زار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳۱میخانه ای که شوق تو باشد مدام او
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳۲از گِرد خط گرفته، مباد آفتاب تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳۳چون سر زند ز مشرق زین آفتاب تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳۴از بس ز خون ما شده گلگون عقیق تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۳۵خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۳۶نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۳۷از بس که سرکش است قد چون نهال تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۳۸ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.