پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴

فکنده ایم به امروز کار فردا را

ازین حیات چه آسودگی بود ما را؟

نگاه دار سر رشته تا نگه دارند

که می زنند به سوزن لب مسیحا را

به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست

نبسته است کسی شاهراه دلها را

اگر ز ابروی همت اشارتی باشد

تهی کنیم به جام حباب دریا را

خدا سزا دهد این اشک گرم را صائب

که شست از نظرم سرمه تماشا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۶کجا نظر به گل و یاسمن بود ما را؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۷به شاهراه توکل بود سفر ما را
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۸نداد عشق گریبان به دست کس ما را
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹مبین ز موج تهیدست خوار دریا را
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۰مبر به جای اطاعت به کار طاعت را
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۱چه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۲مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۳چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.