پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۱

چه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟

که خانه زاد بود خواب، بی بصیرت را

بس است خواب گران چشم بی بصیرت را

مکن ز بستر مخمل دو خوابه غفلت را

مده به خلوت خود راه، اهل صحبت را

مساز حلقه کثرت کمند وحدت را

ز خشت، بالش و از خاک تیره بستر کن

مکن ز بستر مخمل دو خوابه غفلت را

به آشنایی مردم مرو ز راه که نیست

به غیر خوردن دل دانه دام صحبت را

ز همرهان موافق جدا مشو در راه

مکن دو آتشه زنهار داغ غربت را

کسی ز چهره مقصود چشم آب دهد

که توتیای نظر ساخت گرد کلفت را

ز کاهلی ره نزدیک دور می گردد

به خلوت لحد انداز خواب راحت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۳چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۵به صید شیر نر ای بی جگر چه کار ترا؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۶اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۷خمار می نکند زرد ارغوان ترا
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۸مکن ز ساده دلی خرج چشم بد خود را
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۰ز درد و داغ چه پرواست دردپرور را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.