پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳

چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا

عجب که عشق رهاند ازین کمند ترا

مباش بی دل نالان که آتشین رویان

ز دست هم بربایند چون سپند ترا

عنان به دست فرومایگان مده زنهار

که در مصالح خود خرج می کنند ترا

جز این که طعمه شهباز شد دلت چون کبک

چه گل شکفت ازین خنده بلند ترا؟

مخور فریب شکرخند صبح چون طفلان

که چرخ زهر دهد در لباس قند ترا

ز اهل درد ترا عقل چون کند صائب؟

نکرد تربیت عشق دردمند ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۵به صید شیر نر ای بی جگر چه کار ترا؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۶اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۷خمار می نکند زرد ارغوان ترا
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۸مکن ز ساده دلی خرج چشم بد خود را
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۹چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۰ز درد و داغ چه پرواست دردپرور را؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۱شکیب نیست ز معشوق، عشق سرکش را
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۲ز آه سرد چه پرواست حسن سرکش را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.