پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۰

مبر به جای اطاعت به کار طاعت را

گران به خاطر مردم مکن عبادت را

قبول خلق حجاب است از قبول خدا

نهفته دار به مجمع ز خلق، طاعت را

اگر خدای جهان را سمیع می دانی

مکن بلند برای خدا تلاوت را!

به میهمانی مردم مرو، وگر بروی

کم از فضیلت طاعت مدان اطاعت را

بشوی دست ز ورد و نماز، وقت طعام

ز انتظار مکن خون به دل جماعت را

چه لازم است کنی ختم، میهمانی را؟

به مجمعی که روی، ختم کن تلاوت را

مگیر از دهن خلق، حرف را زنهار

به آسیا چو شدی پاس دار نوبت را

ز خلق خوش، شکر و شیر باش با احباب

ز روی ترش مکن تلخ، کام الفت را

مشو چو بی خبران از مناسبت غافل

مکن به خلوتیان جمع، اهل صحبت را

ضیافتی که در آنجا توانگران باشند

شکنجه ای است فقیران بی بضاعت را

درین زمان که عقیم است جمله صحبت ها

کناره گیر و غنیمت شمار عزلت را

اگر قدم نتوانی ز بزم خلق کشید

به گوش جان بشنو صائب این نصیحت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۲مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۳چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۵به صید شیر نر ای بی جگر چه کار ترا؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۶اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۷خمار می نکند زرد ارغوان ترا
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۸مکن ز ساده دلی خرج چشم بد خود را
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۹چه غم ز آه من آن خط روح پرور را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.