پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷

به شاهراه توکل بود سفر ما را

یکی است توشه و زنار بر کمر ما را

گذشته است ز سر آب هر کجا هستیم

غم کنار و میان نیست چون گهر ما را

به خوش عنانی ما گوهری ندارد بحر

توان ز خویش نمودن به یک نظر ما را

شکست سنگ ره ما کجا تواند شد؟

که همچو موج ز دریاست بال و پر ما را

چو تخم سوخته کز ابر تازه شد داغش

ز باده شد غم و اندوه بیشتر ما را

حریف باده آن چشم های مخموریم

نمی توان به قدح ساخت بی خبر ما را

چنان به فکر تو در خویشتن فرو رفتیم

که خشک شد چو سبو دست زیر سر ما را

شده است سینه ما همچو تیغ جوهردار

ز بس که آه شکسته است در جگر ما را

چه شکرهاست که در خارزار امکان نیست

به غیر عشق گرفتاری دگر ما را

به هر زمین نفشانیم تخم خود صائب

نظر به سوختگان است چون شرر ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹مبین ز موج تهیدست خوار دریا را
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰مبر به جای اطاعت به کار طاعت را
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۱چه حاجت است به افسانه خواب غفلت را؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۲مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۳چنین که عقل کشیده است زیر بند ترا
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴ز دوزخ است چه پروا نیازمند ترا؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵به صید شیر نر ای بی جگر چه کار ترا؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.