پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰۵

فتنه چشم تو چون ز خواب برآید

از طرف مغرب آفتاب برآید

دست دعای ملک دود ز دو جانب

چون به بغل خانه رکاب برآید

ماه شب چارده ستاره روزست

چون به لب بام بی نقاب برآید

لعل لبت آب بست بر لب خشکم

تا در گوش تو چون ز آب برآید

صبح ز شرم تو زد گره به شکرخند

مهر به دور تو با نقاب برآید

هر سر موگرشودزبان سؤالی

چشم تو از عهده جواب برآید

از غلط اندازی فلک عجبی نیست

چشمه حیوان گر از سراب برآید

دولت بیدار سرنهدبه کنارش

هرکه به رویت سحر ز خواب برآید

گر به گلستان رسد ترانه صائب

غنچه ز پیراهن حجاب برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰۷دل صاف پروای محشر ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۰۸چرا با دل من صفایی ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰۹دل از خاکساری بهشت خدا شد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۱۰چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۱۱نشاط جهان را بقایی نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۱۲سخن کی به جانهای غافل نشیند
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۱۳مرا ناله از پرده دل برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۱۴به همچون منی آسمان چون برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.