پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱۰

چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد

که زخمی به درویش نخندیده باشد

تواند به مجنون کسی کرد کاوش

که پیشانی شیرخاریده باشد

کسی را رسد پا به دامن کشیدن

که صد بار بر خویش گردیده باشد

کند با گهر در میان دست آن کس

که چون رشته بر خویش پیچیده باشد

شود مایه بیغمی تلخکامی

که یک چند چون باده جوشیده باشد

کسی را رسد دعوی پاک چشمی

که چشم خوداز عیب پوشیده باشد

ازین ششدر آن کس بردمهره بیرون

که برمهره گل نچسبیده باشد

درین مزرع آن دانه سرسبز گردد

که در قبضه خاک پوسیده باشد

سرافرازی آن را رسددر گلستان

که چون سرو دامن ز خود چیده باشد

درین ره که پادررکاب است منزل

چه آید ز پایی که خوابیده باشد

محیطی است کز گوهرش نیست لنگر

بزرگی که حرفش نسنجیده باشد

نیاید به یکدیگر آغوش آن کس

که در خانه زین ترا دیده باشد

ز رنگین کلامان شودهمچو صائب

به خون جگر هر که غلطیده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۱۲سخن کی به جانهای غافل نشیند
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۱۳مرا ناله از پرده دل برآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۱۴به همچون منی آسمان چون برآید
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۱۵چرا از خم می فلاطون برآید
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۱۶بس که در زلف تو دلها آب شد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۱۷تا به زانو پای من در خار شد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۱۸رنگ خط برلعل جانان ریختند
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۱۹بخل ممسک از می افزونتر شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.