پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱۹

بخل ممسک از می افزونتر شود

سخت تر گردد گره چون تر شود

گوشه گیری آب روی عزت است

قطره در جیب صدف گوهر شود

حرص را نشو ونما از آرزو ست

خار وخس بر شعله بال و پر شود

سایه گستر باش کافتد در زوال

سایه خورشید چون کمتر شود

در دل روشن نباشد پیچ وتاب

از جلا آیینه بی جوهر شود

با تهیدستی قناعت کن که نی

بینوا گردد چوپر شکر شود

قرب خوبان رنج باریک آورد

رشته در عقد گوهر لاغر شود

سر مپیچ از تیره بختیها که حسن

از خط مشکین نکو محضر شود

گر ببیند ماه شبگرد مرا

مه سپند وهاله اش مجمر شود

آن سبکروحم که در دریای عشق

بادبان بر کشتیم لنگر شود

پیشوایی را بلاها در قفاست

وای بر فردی که سر دفتر شود

گوش گیرد عندلیب از گل به وام

هر کجا صائب سخن گستر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲۱از غم گم کرده راهان فارغ است
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۲۲برانگیزد غبار از مغز جان درد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۲۳نمی گردد به خاموشی نهان درد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۲۴درین عالم که جز وحشت نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۲۵ترا چون صبح خندان آفریدند
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۲۶چه کار از یاری دوران برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۲۷از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۲۸هر ذره ازو در سر سودای دگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.