پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۲۵

ترا چون صبح خندان آفریدند

مرا چون ابر گریان آفریدند

من آن روز از سلامت دست شستم

که آن چاه زنخدان آفریدند

بلاهای سیه را جمع کردند

ازان زلف پریشان آفریدند

دونیم آن روز شد چون پسته دلها

که آن لبهای خندان آفریدند

شکست آن روز شاخ زلف خوبان

که آن خط چو ریحان آفریدند

لطافتهای عالم گرد کردند

ازان سیب زنخدان آفریدند

برای شمع آن روی دل افروز

ز بخت ما شبستان آفریدند

ازان مژگان شرم آلود در دل

جراحتهای پنهان آفریدند

شکست آن روز بر قلب دل افتاد

که آن صفهای مژگان آفریدند

فلکها شد چو گو آن روز غلطان

که آن زلف چو چوگان آفریدند

سرزلف سبکدست بتان را

پی تاراج ایمان آفریدند

اگر در حسن خوبان هست آنی

سراپای ترا زان آفریدند

پی تاراج خرمنگاه هستی

نگاه برق جولان آفریدند

چو چشم یار ما دلخستگان را

ز عین درد درمان آفریدند

به خود پرداختن زان دل نیاید

که چون آیینه حیران آفریدند

ازان لبها شراب ونقل صائب

برای می پرستان آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲۷از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۲۸هر ذره ازو در سر سودای دگر دارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۲۹از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۳۰ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۳۱می می چکد از چشمش جانانه چنین باید
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۳۲از نمک تبسمت رنگ شراب می پرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۳۳جان غریب ازین جهان میل وطن نمی‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۳۴شوخی حسن کی نهان زیر نقاب می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.