پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۲۶

چه کار از یاری دوران برآید

به همت کارها آسان برآید

سرآید چون زمان ناامیدی

به خواب یوسف از زندان برآید

هم از کودک مزاجیهای حرص است

که در صد سالگی دندان برآید

نمی گیرد تنور سردنان را

تن افسرده چون باجان برآید

بود مژگان خونین حاصل عشق

ز دریا پنجه مرجان برآید

چو شبنم هر که خودرا جمع سازد

سبک از گلشن امکان برآید

رهی سرکن خدا را ای سبکدست

که جان از جسم دست افشان برآید

ندارد حاصلی آمیزش خلق

که شمع از انجمن گریان برآید

به صبر از ورطه هستی توان رست

به لنگر کشتی از طوفان برآید

ز زیر پوست هر دل را که مغزی است

چو پسته با لب خندان برآید

چو می باید گذشت آخر ز سامان

خوشا آن سرکه بی سامان برآید

دل از باد مرادعشق صائب

ازین دریای بی پایان برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲۸هر ذره ازو در سر سودای دگر دارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۲۹از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۳۰ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۳۱می می چکد از چشمش جانانه چنین باید
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۳۲از نمک تبسمت رنگ شراب می پرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۳۳جان غریب ازین جهان میل وطن نمی‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۳۴شوخی حسن کی نهان زیر نقاب می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۳۵چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.