پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳۵

چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشد

دل پا شکسته من به دوا رسیده باشد

نفس آن زمان برآرم به فراغت از ته دل

که غبار هستی من به هوا رسیده باشد

همه روز بیقرارم همه شب در انتظارم

که دل رمیده من به کجا رسیده باشد

به کسی بود مسلم چو نظر جهان نوردی

که درون خانه باشد همه جا رسیده باشد

به کجا رسیده باشد تک وپوی عقل ناقص

چه به کنه راه کوری ز عصا رسیده باشد

پر جبرئیل اینجا گره شکست دارد

به دلیل عقد زاهد به کجا رسیده باشد

اگر از روندگانی نفس از کسی طلب کن

که به آب زندگانی ز فنا رسیده باشد

همه حیرتیم ودهشت ز شکوه حسن جانان

نرود به جایی آن کس که به مارسیده باشد

اثر جمال یوسف ز جبین گرگ تابد

اگر آبگینه دل به صفا رسیده باشد

دوسه روز شد که گردون به جفا سری ندارد

به بلای آسمانی چه بلارسیده باشد

کسی آگه است صائب زتب نهانی من

که به مغز استخوانها چو هما رسیده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳۷هر که رنگ شکسته ای دارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۳۸دل ز سیر وسلوک بینا شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۳۹محو تو بهشت جو نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۴۰خوش آن که به گوشه ای نشیند
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۴۱آتش لعل از رخت در عرق شرم مرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۴۲خطی کان رخ تازه می آورد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۴۳خال او یک نظر از دیده ما دور نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۴۴مورنه ای پیش قند تنگ میان را ببند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.