پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۲۹

از بیم خط آن لب شد باریک وچنین باشد

آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد

در خانه زین هر کس شمشاد ترا بیند

داند که رعونت را معراج همین باشد

آن خال معنبر نیست محتاج به کنج لب

دزدی که جگردارست فارغ ز کمین باشد

از در ثمین گردید پهلوی صدف لاغر

با هر که شود جانان همخانه چنین باشد

سر رشته یکتایی در ترک خودی بسته است

شیرازه این اوراق از چین جبین باشد

عیسی ز سبکروحی بر چرخ کند جولان

قارون ز گرانجانی در زیر زمین باشد

هر جا دل هر کس هست آنجاست مقام او

در روی زمین عارف برعرش برین باشد

هرگز نشود سر سبز در کان نمک ریحان

مشکل که بر آرد خط لب چون نمکین باشد

از ناله مجنون شد پرشور بیابانها

گفتار جگر ریشان صائب نمکین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳۱می می چکد از چشمش جانانه چنین باید
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۳۲از نمک تبسمت رنگ شراب می پرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۳۳جان غریب ازین جهان میل وطن نمی‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۳۴شوخی حسن کی نهان زیر نقاب می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۳۵چه خوش است ناله من به نوا رسیده باشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۳۶چو خوش است اتحادی که حجاب تن نماند
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۳۷هر که رنگ شکسته ای دارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۳۸دل ز سیر وسلوک بینا شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.