پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱۸

رنگ خط برلعل جانان ریختند

خار در پیراهن جان ریختند

سبزه خط جوش زد از لعل یار

طوطیان در شکرستان ریختند

در تماشای تو ارباب نظر

بر سر هم همچومژگان ریختند

تا ز ابرشیشه برق باده جست

می پرستان همچو باران ریختند

زاهدان از حیرت رخسار تو

باده ها بر روی قرآن ریختند

خنده کردی در گلستان غنچه ها

شور محشر در نمکدان ریختند

از شکر خند تو موران زیر خاک

قندها از شیره جان ریختند

از شراب لایزالی ساقیان

جرعه ای بر خاک انسان ریختند

هر کسی را هر چه بایست از ازل

در کنار رغبتش آن ریختند

سبحه پیش زاهدان انداختند

نقل پیش می پرستان ریختند

بر سر بالین بیماران عشق

سنبل خواب پریشان ریختند

خاکساران را به چشم کم مبین

چون عبیر از زلف جانان ریختند

دلبران از قامت همچون خدنگ

در جگر ها تخم پیکان ریختند

نه لگن در گریه ماغوطه زد

شمع ما را خوش به سامان ریختند

گوهر جان را سبکروحان عشق

چون عرق از جبهه آسان ریختند

از محیط تلخکامیهای ما

قطره ای در کام عمان ریختند

جرعه ای آمدفزون از ظرف ما

صبحدم را در گریبان ریختند

چون نریزدگوهر دندان خلق

خون نعمتهای الوان ریختند

صائب از شرم تو ارباب سخن

یکقلم در آب دیوان ریختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲۰زخم ما پهلو به خنجر می‌دهد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۲۱از غم گم کرده راهان فارغ است
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۲۲برانگیزد غبار از مغز جان درد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۲۳نمی گردد به خاموشی نهان درد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۲۴درین عالم که جز وحشت نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۲۵ترا چون صبح خندان آفریدند
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۲۶چه کار از یاری دوران برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۲۷از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.