پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱۳

مرا ناله از پرده دل برآید

به نازی که لیلی ز محمل برآید

درین باغ چون سرو آزادگان را

به جای ثمر عقده دل برآید

اگر مزرع هستی این رنگ دارد

بر آن دانه رحم است کز گل برآید

خوشا کعبه دل که در آستانش

به یک آه صدکار مشکل برآید

ز صحرای فردوس دلگیر گردد

غریبی که با گوشه دل برآید

در آن حلقه چشم دل ماندحیران

که کشتی ز گرداب مشکل برآید

پروبال طوفان بودموج دریا

به مجنون ما کی سلاسل برآید

به صد لب اگر زخم گویا نگردد

که از عهده شکر قاتل برآید

ز آگاهی خویش در زیر تیغم

خوشا حال صیدی که غافل برآید

جگر تشنگان محیط فنا را

چه کام از لب خشک ساحل برآید

بر آن خال شد دلبری ختم صائب

ز صد بنده یک بنده مقبل برآید

به دردی بنالم درین راه صائب

که فریاد از راه ومنزل برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۱۵چرا از خم می فلاطون برآید
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۱۶بس که در زلف تو دلها آب شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۱۷تا به زانو پای من در خار شد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۱۸رنگ خط برلعل جانان ریختند
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۱۹بخل ممسک از می افزونتر شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۲۰زخم ما پهلو به خنجر می‌دهد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۲۱از غم گم کرده راهان فارغ است
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۲۲برانگیزد غبار از مغز جان درد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.