پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰۴

چون مه روی تو از حجاب برآید

از طرف مغرب آفتاب برآید

جان ز تن تیره با شتاب برآید

برق به تعجیل از سحاب برآید

در جگر اهل عشق آه نباشد

دود محال است ازین کباب برآید

شرم محبت همان کشیده عنان است

حسن اگر از پرده حجاب برآید

آب نیارد زدن بر آتش بلبل

نکهت گل گرچه ازگلاب برآید

صبح امیدست در سیاهی شبها

موی سفید از ته خضاب برآید

پرده شرم آبروی حسن فزاید

ماه ازین ابرآفتاب برآید

حرص تسلی به جمع مال نگردد

تشنه همان تشنه از سراب برآید

بس که خورددل زرشک گوهر اشکم

در ز صدف پوچ چون حباب برآید

مرده شود زنده گر به نوحه ماتم

بخت به فریادهم ز خواب برآید

کشتی نوح است ناامیدز ساحل

سالم ازین بحرچون حباب برآید

عقل نگردد حریف عشق زبردست

کبک محال است با عقاب برآید

هست سر وکاراوبه سلسله مویان

چون دل صائب ز پیچ وتاب برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰۶سری را که سودا ز سامان برآرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۰۷دل صاف پروای محشر ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰۸چرا با دل من صفایی ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۰۹دل از خاکساری بهشت خدا شد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۱۰چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۱۱نشاط جهان را بقایی نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۱۲سخن کی به جانهای غافل نشیند
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۱۳مرا ناله از پرده دل برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.