پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰۷

دل صاف پروای محشر ندارد

که دریا غم از دامن تر ندارد

بساز ای خردمند با تیره بختی

که دریا گزیری ز عنبر ندارد

شود تخته مشق هر خار و خس را

چو دریا بزرگی که لنگر ندارد

شود خشک همچون سبو دست آن کس

که باری ز دوش کسی برندارد

ز طعن خسان پاک گوهر نترسد

رگ لعل پروای نشتر ندارد

دل روشن از انقلاب است ایمن

ز طوفان خطر آب گوهر ندارد

نخواهد سر گرم دستار صائب

که خورشید حاجت به افسر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰۹دل از خاکساری بهشت خدا شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۱۰چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۱۱نشاط جهان را بقایی نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۱۲سخن کی به جانهای غافل نشیند
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۱۳مرا ناله از پرده دل برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۱۴به همچون منی آسمان چون برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۱۵چرا از خم می فلاطون برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۱۶بس که در زلف تو دلها آب شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.