پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷۲

دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد

این ظلم چسان بر دل افگار توان کرد

هر دل که پرازخون شود از داغ عزیزان

از گریه محال است سبکبار توان کرد

این درد نه دردی است که بیرون رود از دل

این داغ نه داغی است که هموار توان کرد

آن صبر نداریم که خاموش نشینیم

آن زهره نداریم که اظهار توان کرد

ما بیخبران نقش سراپرده خوابیم

ماراچه خیال است که بیدار توان کرد

چون لاله درین سبز چمن داغ جگر سوز

تحصیل به خونابه بسیار توان کرد

اکنون که خبر دارشد از چاشنی درد

مشکل که علاج دل بیمار توان کرد

دستی که گل آلود شد از سبحه تزویر

چون در کمر رشته زنار توان کرد

در معرکه عشق که گردون سپر انداخت

با بیجگری صبر چه مقدار توان کرد

قرب خس و خارست جگرسوز وگرنه

سیر چمن از رخنه دیوار توان کرد

از روزنه عالم غیب است فتوحات

چون قطع امید از دهن یار توان کرد

غم نیز ز بیتابی ما روی نهان کرد

صائب به چه تسکین دل زار توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷۴شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷۵جانی که سر از روزن فتراک برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۷۶چون پسته زبان در دهنم زنگ برآورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۷۷از طوطی من روی سخن رنگ برآورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۷۸گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۷۹جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۰نظاره خط توام از خال برآورد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸۱دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.