پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷۳

از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد

این خواب نه خوابی است که تعبیر توان کرد

با دل نگرانی چه قدر راه توان رفت

با پای گرانخواب چه شبگیر توان کرد

کوته بود از ساده دلان خامه تکلیف

بر صفحه آیینه چه تحریر توان کرد

شیرازه سیلاب نگردد خس و خاشاک

ما را چه خیال است که زنجیر توان کرد

می شبنم تلخ است و جگر ریگ روان است

از باده محال است مرا سیر توان کرد

گر جوشن تسلیم بود خواب فراغت

در کام نهنگ و دهن شیر توان کرد

چون اهل دلی نیست درین غمکده صائب

درد دل خود را به که تقریر توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷۵جانی که سر از روزن فتراک برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷۶چون پسته زبان در دهنم زنگ برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۷۷از طوطی من روی سخن رنگ برآورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۷۸گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۷۹جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸۰نظاره خط توام از خال برآورد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۱دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸۲گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.