پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷۶

چون پسته زبان در دهنم زنگ برآورد

آخر گل خاموشی من این ثمر آورد

در پای خزان ریخت گل و لاله این باغ

رنگی که به رخساره به خون جگر آورد

در کام تو زهر از کجی توست وگرنه

هر کس که چونی راست شد اینجا شکر آورد

ما بیخبران طالع مکتوب نداریم

ورنه که ازان آیه رحمت خبرآورد

فریاد که با طوطی ما سخت طرف شد

هر جغد که امروز سر بیضه برآورد

قانع به زبونی مشو از نفس که اینجا

گردن کسی افراخت که خصم سرآورد

معراج وصال تو نه اندازه ما بود

این مور به اقبال شکر بال برآورد

معراج وصال تو نه اندازه ما بود

این مور به اقبال شکر بال برآورد

صد شکر که ننشست ز پا همت صائب

تا درد غریبی به وطن از سفر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷۸گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷۹جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸۰نظاره خط توام از خال برآورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸۱دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۸۲گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸۳سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۴از عود دل گرم من اخگربگریزد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸۵روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.