پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷۷

از طوطی من روی سخن رنگ برآورد

این آینه را حرف من از زنگ برآورد

از ننگ طمع نام نبود اهل سخن را

این طایفه را نام من از ننگ برآورد

فریاد کز این نغمه شناسان مخالف

نتوان نفس از سینه به آهنگ برآورد

خورشید دو صدبوسه به سرپنجه خود زد

تا لعل مرا از جگر سنگ برآورد

امید که از چشم ودل دام بیفتد

هر کس که مرا از قفس تنگ برآورد

رو سخت چو گردید کلید در رزق است

آهن چه شررها ز دل سنگ برآورد

این آن غزل خواجه نظیری است که فرمود

اشکم ز تماشای چمن رنگ برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷۹جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸۰نظاره خط توام از خال برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸۱دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸۲گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۸۳سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸۴از عود دل گرم من اخگربگریزد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۵روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸۶از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.