پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷۸

گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد

نتوان در دل را به گل وسنگ برآورد

خورشید نفس سوخته آمد به تماشا

تا آن رخ گلگون خط شبرنگ برآورد

از آتش رخسار تو داغی به جگر داشت

هر لاله که سر از جگر سنگ برآورد

با سینه آتش چه کند ناخن خاشاک

نتوان به خراش دل ما چنگ برآورد

از دل به زبان نامده گردید سخن سبز

در سینه من بس که نفس زنگ برآورد

با زور محبت چه کند سختی هجران

معشوقه خود کوهکن از سنگ برآورد

سیمای خزان بود گل روی سخن را

صائب ز دم گرم من این رنگ برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۸۰نظاره خط توام از خال برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸۱دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸۲گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸۳سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۸۴از عود دل گرم من اخگربگریزد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸۵روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۶از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸۷تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.