پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷۴

شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد

در هیچ زمین نیست قرارم چه توان کرد

چون آبله در ظاهر اگر رنگ ندارم

در پرده غیب است بهارم چه توان کرد

شیرازه نگیرد به خود اوراق حواسم

برهم زده زلف نگارم چه توان کرد

چون گرد ز من نیست اگر پست وبلندم

خاک ره آن شاهسوارم چه توان کرد

برهم نزنم دیده ز خورشید قیامت

حیرت زده جلوه یارم چه توان کرد

در بیضه چه پرواز کند مرغ چمن گرد

زندانی این سبز حصارم چه توان کرد

کاری به مرادم نشد از نقش موافق

امروز که برگشت قمارم چه توان کرد

چون ماه درین دایره هر چند تمامم

از پهلوی خویش است مدارم چه توان کرد

از مشغله مهر ومحبت که فزون باد

صائب سرکونین ندارم چه توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۷۶چون پسته زبان در دهنم زنگ برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷۷از طوطی من روی سخن رنگ برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۷۸گر غیر مرا از تو به نیرنگ برآورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۷۹جان در بدن خاکی ما زنگ برآورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۸۰نظاره خط توام از خال برآورد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸۱دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۲گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸۳سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.