پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۱

کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند

خوبان کجا ز آینه دلگیر می شوند

در خانمان خرابی دل سعی می کنند

این غافلان که در پی تعمیر می شوند

چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان

روشندلان به یک دو نفس پیر می شوند

غیر از گرسنگی که نگردند سیر ازو

هر نعمتی که هست ازو سیر می شوند

آنان که قد کنند دوتا پیش چون خودی

در خانه کمان هدف تیر می شوند

بی جذبه آن کسان که درین ره قدم نهند

گر بر فلک روند زمین گیر می شوند

جمعی که پا به صدق درین راه می نهند

در یک نفس چو صبح جهانگیر می شوند

جمعی که از حسب به نسب می کنند صلح

قانع به استخوان ز طباشیر می شوند

صائب ز زخم شیر مکافات غافلند

صید افکنان که در پی نخجیر می شوند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۳۳توفیق درد و داغ به هر دل نمی دهند
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳۴از عیب پاک شو که هنرها همی‌دهند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳۵دولت ز دستگیری مردم بپا بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳۶دولت ز دستگیری مردم بپابود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۳۷اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳۸از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۳۹آن را که در جگر نفس آتشین بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴۰آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.