پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳۴

از عیب پاک شو که هنرها همی‌دهند

دست از خزف بشو که گهرها همی‌دهند

راضی مشو به قلب که نقد جهان ز توست

بفشان شکوفه را که ثمرها همی‌دهند

در راه او نثار کن این خرده حیات

وان گه نظاره کن که چه زرها همی‌دهند

زین زهرهای قندنما آستین‌فشان

زان تنگ لب ببین چه شکرها همی‌دهند

پنهان مکن چو بیجگران روی در سپر

از حفظ حق ببین چه سپرها همی‌دهند

بگذر درین سر از سر بی‌مغز چون حباب

زان سر نظاره کن که چه سرها همی‌دهند

طاوس‌وار پیش پر خویش عاشقی

از غیب غافلی که چه پرها همی‌دهند

برگ است سنگ راه تو ای نخل خوش ثمر

بی‌برگ شو ببین چه ثمرها همی‌دهند

در پایتخت عشق که تاج است بی‌سری

بیرون رو از میان که کمرها همی‌دهند

زان ملک بی‌نشان که خبرها در او گم است

یک بار نشنوی چه خبرها همی‌دهند

گشتی تمام عمر درین خاکدان بس است

بیرون ز خود نشان سفرها همی‌دهند

یک بار رو چرا به در دل نمی‌کنند

این ناکسان که زحمت درها همی‌دهند

در پیری از گرانی غفلت مباش امن

خواب گران به وقت سحرها همی‌دهند

این آن غزل که مولوی روم گفته است

امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۳۶دولت ز دستگیری مردم بپابود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳۷اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳۸از دل هرآنچه خاست دل آن را مکان بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳۹آن را که در جگر نفس آتشین بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴۰آن راکه زخمی از دم شمشیر او بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴۱غیر از دل دو نیم که خندان چوپسته بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴۲زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۴۳بیرون ز خود کسی که پی مدعا رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.