پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴۲

زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود

گرد کسادی از پی این کاروان نبود

شعر بلند پا به سر عرش می نهاد

خورشید پایمال به هر آستان نبود

منقار بلند به شکر خنده باز بود

دشنام تلخ در دهن باغبان نبود

نازک شده است خاطر گل ورنه پیش ازین

در گوش باغ نغمه بلبل گران نبود

نام سرشک می برد وآه می کشد

چشمی که بی بدیهه اشک روان نبود

رندانه کرد عقل که از بزم زود رفت

مسکین حریف شیشه آتش زبان نبود

مرغ دل مرا به قفس ربط دیگرست

در قید بیضه بود که در آشیان نبود

از من مپرس لذت آغوش یار را

دستی که بود در کمرش در میان نبود

صائب چه خوب کرد کزاین ناکسان برید

سوداگر قلمرو سود و زیان نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴۴هر کس که در نماز به روی و ریا رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۴۵هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۴۶چون غمزه تو بر سر بیداد می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴۷زاهد به کعبه با سر و دستار می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴۸آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴۹هوش من از نسیم سحرگاه می رود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۰می در پیاله کن که گل و لاله می رود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵۱کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.