پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴۷

زاهد به کعبه با سر و دستار می‌رود

این مست بین که روی به دیوار می‌رود

زان شاخ گل شکیب من زار می‌رود

زین دست و تازیانه دل از کار می‌رود

آسوده‌اند مرده‌دلان از سؤال حشر

این اعتراض با دل بیدار می‌رود

منصور سر گذاشت درین راه، برنگشت

زاهد درین غم است که دستار می‌رود

در کاهش وجود به جان سعی می‌کند

چون خامه هرکه از پی گفتار می‌رود

کاری به ذوق بوسه‌ربایی نمی‌رسد

دل‌های شب نسیم به گلزار می‌رود

کار خوشی است شغل محبت ولی چه سود

کز حسن کار دست و دل از کار می‌رود

ترسانده است چشم ترا و هم بی‌جگر

ورنه برهنه گل به سر خار می‌رود

روشنگر وجود بود آرمیدگی

آیینه است آب چو هموار می‌رود

این آن غزل که مولوی روم گفته است

«این نفس ناطقه پی گفتار می‌رود»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴۹هوش من از نسیم سحرگاه می رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵۰می در پیاله کن که گل و لاله می رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۱کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵۲یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵۳رفتی و خط و خال تو از دل نمی‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵۴حکم خرد به مردم مجنون نمی‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۵طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵۶چینی اگر ز سنبل زلف تو وا شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.