پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵۱

کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود

از یاد طفل کی شب آدینه می رود

دارد هنوز شرم حضور مرا نگاه

پنهان ز من به خانه آیینه می رود

هر چند بر رخش در دل باز می کنند

زاهد همان به مسجد آدینه می رود

عمری است تا چو نافه بریدم ازان غزال

خونم همان ز خرقه پشمینه می رود

مشتاق سینه های صبورست راز عشق

گوهر نفس گسسته به گنجینه می رود

نشنیده ای که می شکند سنگ سنگ را

از باده کهن غم دیرینه می رود

آهم به سینه سنگ زنان می دود برون

هر جا که حرف سینه بی کینه می رود

صائب شود به شبنم اگر داغ لاله محو

از باده نیز زنگ غم از سینه می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵۳رفتی و خط و خال تو از دل نمی‌رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵۴حکم خرد به مردم مجنون نمی‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۵طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵۶چینی اگر ز سنبل زلف تو وا شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵۷در گلشنی که بند قبای تو وا شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵۸از خط فروغ روی تو پنهان کجا شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۹آلوده دردمند به درمان چرا شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۶۰دل از هجوم نشتر آزار وا شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.